تبلیغات تو مثل سگی که می دوویی هر بار دورم
بگو معجزه شده تو پاک زنده شد
رو پیشونی تو هم مهر تسلیم خورد
باز بیان دشمنام خنجر به دست
به زنن به من می بینن خنجر شکست
........................................................
بزار به قلمم نفس بدم شاهکار کنم
یا که راهمو سمت قله هموار کنم
می خوام بشینمو بشکونم هرچی سد جلوم
تو هم واسه شروع اهنگو بده ولوم
من تو خواب و بیداری هم مینویسم اشعار
توی کل کل هم زمین میزنمت هربار
.............................................................
که دردو می بینیم ولی نمی زنیم دم
می دونی کلماتو درد ختاب می کنم
واژه ها رو روی هم سوار میکنم
به هشون جون میدم تا نفس بکشن
ما ها یاد دادیم پرنده رو تو قفس بکشن
.......................................................
یا به گا ببرم دشمن دورو برم
باورم نمی شه تو منو مسخره کنی
می تونی حرفامو توی دلت کینه کنی
سکوت نمی کنم که رپ رو خز کنی
یا من می می رم یا تو از دری وری بس کنی
ولی اینطور بوده هست رسم روزگاره
که تو اوج رپیم و دلمون قصه داره
آخرین پست ها